مشاجره ی شادمهر با f(بهمراه بروبچز!)

f_ تو این مثلث غریب ستاره هارو خط زدم دارم به آخر می رسم از اون ور شب اومدم
S_مدتی بود حس می کردم که دلت یه جا اسیره پشت پا زدی به بختت کی واست جز من می میره؟
f_دل من تو رو می خواد تو برام کعبه ی عشقی تو برام قبله ی حاجت!
S_می خواستمت اما نموندی پیشم حتی بمونی عاشقت نمی شم!
f_یه معنی تازه می دی به شعر دل سپردگی با تو چه سبز و روشنم بی تو محاله زندگی!
S_دستتو رو شده برام قصه هاتو بلد شدم!
f_مثه اون پرنده ی شکسته بال دل من بعد تو بی لونه شده با تو با قراره و بی تو بی قرار!
S_هر چی می خوایی سیام بکن پررو تر از تو ندیدم!
f_تا گرم آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم ؟
S_عروسکی بودم برات که تو بهم نفس دادی دلم رو یه روز خریدی فرداش آوردی پس دادی
f_خاک زیر پاتم اما سر سازگار نداری؟!
S_انتقام از تو گرفتن کار من نیست کار عشقه!
f_اونیکه همش تو فکر منه می گفت همیشه مال منه اون کیه ؟ اون کیه؟
S_دیگه دیدنم محاله!
f_منو تهدید می کنی که یه روز از پیشم میری؟
S_می دونم می دونی نمی خوایی بمونم!
f_دیگه پشت دستمو داغ می کنم که تا زنده ام عاشق هیچکی نشم عاشق هر کی بشم خیالی نیست لا اقل اسیر تو یکی نشم!
S_عمرا اگه لنگمو پیدا کنی!!!
اشخاص زیر هم مراتب همدردی خویش را با شادمهر گرام ! ابراز داشته اند!:
کیارش( قمیشی): هی نشین غصه نخور رفته که رفته اگه دوست می داشت نمی رفت اونکه رفته!
حامد(هاکان): تف به مرامت عوضی! از سرتم زیادیم!
افشین: دیگه ازت بدم میاد پیشم نیا عروسک!
نیما: عشق یه چیزی مثه کشک و دوغه! تموم زندگی پر از دروغه!
آرش: تیکه تیکه کردی دل منو سر به سرم نذار دیگه دیگه نمی خوامت!
علی لهراسبی: اونیکه مدعی بود عاشقته تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت!
حبیب: من خورشید صداقت تو شمع بی فروغی کاش که از اول می دیدم دروغی تو دروغی!
مهرشاد: تو دلت یه جای دیگه اینو چشمات داره میگه!
محسن چاوشی: آرومتو تو عاشقی هوسه می کشمت دستم بهت نرسه!
حسین صنعتی زاده: ناز نکن! که ناز تو دیگه خریدار نداره!
شهرام(کاشانی): گریه اتو در میارم چون منو نشناختی جیگر!
منصور: دروغ نگو دروغگو! بسه دیگه دروغگو بد جوری تنها موندی تو این شبای جادو!
محسن یگانه: خدا کنه یه بی وفا مثه خودت ریشه هاتو بخشکونه!
کامبیز: تو این زمونه عشق نمی مونه عاشقی و عشق چیه وفا کدومه؟!
حمید اصغری: دروغ میگی هر چی میگی تو هیچ وقت عاشق نبودی اگه بودی که اینجوری آیینه ی دق نبودی!
ملا متفردنژاد!: ولش کن و حالو بچسب! که عاشقی حسارته!
در ضمن برادر نیما در انتهای مشاجره ابراز داشتند که:
دختره تازه اول بلوغه ! دلش مثه یه ترمینال شلوغه!!!...

نوشته شده توسط ..:: صالح ::.. در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 | موضوع: بازی و سرگرمی